آیا ”چنین گفت پیغمبر راستگوی / ز گهواره تا گور دانش بجوی“؟!

درخواست حذف این مطلب

محمد اسفندیاری و آسیب شناسی دینی

محمد اسفندیاری می نویسد:

گویندهٔ ”اُطْلُبوا الْعِلْمَ مِنَ الْمَهْدِ اِلَی اللَّحدِ“

«عبارت فوق به عنوان حدیث نبوی زبانزد است و غالبِ نویسندگانی که درباره علم در قلم زده اند آن را به خدا (ص) نسبت داده اند. وزارت آموزش و پرورش نیز سال هاست که آن را به نقل از شعار خود قرار داده است. اما سخن مزبور اساساً حدیث نیست و نویسنده با تتبّع گسترده در جوامع روایی شیعه و اهل سنّت منبعی برای آن نیافت. با اینکه در کتاب های حدیثی، از کافی تا بحارالانوار و المحجة البیضاء، فصلی به ”کتاب فضل العلم“ و ”کتاب العلم“ اختصاص یافته، ولی در هیچ یک از منابع دست اول و حتی دست دوم چنین حدیثی از نقل نشده است. حتی در آثار مستقلی که که در فضیلت علم وجود دارد، مانند جامع بیان علم و فضله، از ابن عبد البرّ قرطبی، اثری از حدیث مزبور نیست.» (اسفندیاری، 1395: 359)

چنین گفت پیغمبر راستگوی / ز گهواره تا گور دانش بجوی

« شعر فوق را در دهه های اخیر به فردوسی نسبت داده اند و اکنون در همه جا مشهور شده که از اوست. منشأ این شهرت وزارت آموزش و پرورش است که آن را به نقل از فردوسی و به همراه حدیثِ پیش گفته شعار سراسری کرده است. ولی این شعر هم از فردوسی نیست و حتی در ات الحاقی شاهنامه نیامده است. نسبت دادن این شعر به فردوسی خطاست، و نسبت دادن مضمون آن به خطایی دیگر و بزرگ تر. آری، فردوسی در جایی از شاهنامه گفته است: از آموختن یک زمان نغنوی. و در جایی دیگر گفته است: میاسای ز آموختن یک زمان.

شعر فوق از سروده های عصر حاضر است و در هیچ یک از دیوان ها و تذکره های متقدمان و متأ ان نیست. حتی علی اکبر دهخدا در کتاب امثال و حکم آن حدیث پیش گفته را آورده، ولی شعر مزبور را بدین سبب که نشنیده و در جایی نخوانده نبود نیاورده است. بنابراین، حدس می توان زد که از سروده های پس از تألیف امثال و حکم است.

من برای اطمینان بیشتر، به سید محمد دبیرسیاقی، که کشف الأبیات شاهنامه را فراهم کرده است، متوسل شدم. وی در نامه ای توضیح داد که از قضا اکنون در حال تصحیح یادداشت های روزانهٔ علی اصغر حکمت است، که معارف (آموزش و پرورش) در دوره رضاشاه بود. در این یادداشت ها آمده است که مصراع دوم این شعر، سرودهٔ میرزا ابوالقاسم ف ال ، از مقامات وزارت معارف است، و آن را در سال ۱۳۱۵، که سال مبارزه با بی سوادی بود، سرود. اما مصراع اول آن از ی دیگر است و بعدها به آن افزوده اند.» (همان: 359 ــ 360)

یادداشت ها:

ـ اسفندیاری، محمد. (1395). آسیب شناسی دینی. تهران: کویر.